تبليغاتX
...فعلا اس ام اس و عشقولانه ولی بعدا

...فعلا اس ام اس و عشقولانه ولی بعدا

پایان

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اسفند 1388ساعت 9:41  توسط رضا   | 

اس ام اس جدید

تولدت مبارک...ها؟ ببخشید پیوندتان...نه، یعنی برد غرور آفرین تیم....نه چیزه!!!! ولش کن دوست دارم..!!!!

دراین دنیا نکردم من گناهی

فقط کردم به چشمانت نگاهی

اگر باشه نگاه من گناهی

مجازاتم بکن غیر از جدایی

به اندازه دیوونه های دیونه خونه،دیونه وار دیوونتم دیونه...؟!


میدونى فرق تو با, باد چیه! باد نفس آسمونه:ولی تو نفس منى

دلم می خواد که از سر محبّت
به عشق من بدی جواب مثبت
تو بی لیاقتی اگه بگی"نه"
اِندِ حماقتی اگه بگی "نه"
فدای اون که "نه" نمی گه می شم
عاشق یک دلبر دیگه می شم
اگر جواب "نه" بیاد تو sms  و نامه ت
خلاصه قهر، قهر تا قیامت!

عاشقان را عشق فرمان می دهد. لوتیان را معرفت... مخلصیم با معرفت ... !

هر وقت کسی تونست اسمتو با یخ روی خورشید بنویسه بدون بیشتر از من دوستت داره

یه سکه رو بنداز بالا...
اگر شیر اومد، دوستت دارم
اگر خط اومد، شک نکن دوستت دارم

اگر فاصله ی بین من وتو یک نفس است، نفس من را بگیر

یکی تصادف می کنه، می میره...یکی پیر می شه، می میره...یکی بیمار می شه، می میره...بالاخره هر کسی به جوری می میره...اما من برات همه جوره می میرم.

جیگرم با جیگرت ۲ تا میشه ! نکنه جیگرتو موش بخوره جیگرم تنها میشه !!!

با اینکه از تنهائی میترسم ، اما دوست دارم تو قلب تو تنهای تنها باشم

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 16:16  توسط رضا   | 

اس ام اس

دوستت دارم کمتر از خدا و بیشتر از خودم چون به خدا ایمان دارم و به تو احتیاج

 

آب دماغتیم!!!!

آنتی هیستامین بخور تا فناشیم....

 

 روی فرش دلم جوهری از عشق تو ریخت ، آمدم پاک کنم عشق تو را بدترشد ، خلاصه اینکه ، گند زدی به فرش رفت پی کارش

 

گفتمش: دل میخری؟! پرسید چند؟! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند،خنده کرد و دل ز دستانم ربود ، تا به خود باز آمدم او رفته بود،دل ز دستش روی خاک افتاده بود، جای پایش روی دل جا مانده بود

محبت مثل یک سکه میمونه که اگه بیفته تو قلک قلب ، دیگه نمیشه درش آورد اگرم بخوای درش بیاری باید اونو بشکنی


گفتمش همدمِ شبهایم کو؟عکس رخساره ماهش را داد ، گفتمش بی تو چه میباید کرد؟یادگاری تاری اززلف سیاهش راداد ، وقت رفتن همه رو می بوسید ، به من انتظار سر راهش را داد

 

دلم به وسعت یک آسمان تیره غمگین است . صدایی نیست ، مأوایی نیست ، حتی سایبان روزهای دلتنگی نیز دیگر جوابگوی دلتنگی هایم نیست

گفتم تنها هستم ، گفتی من هم . گفتم دوستت دارم ، گفتی من هم . گفتم عاشقت هستم گفتی من هم  گفتم می خواهم با تو باشم ، گفتی من هم . گفتم تا همیشه؟ ................... سکوت کردی!!!!!!

 

 نگو نامهربان بودیم و رفتیم ، نگو بار گران بودیم و رفتیم ، آخه این ها دلیل محکمی نیست، بگو با دیگران بودیم و رفتیم
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 15:20  توسط رضا   | 

نی نی

 

اخی....
بمیرم الهی
نگاه بچه رو چی کارش کردن
آخه اینم کارشد
چه ساکته اصلآگریه نمی کنه
وااای
چه خوشگله
+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 18:57  توسط رضا   | 

وقتی دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم

                 وقتی که دیگر رفت به انتظار آمدنش نشستم

   وقتی که دیگر نمیتوانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم

                         وقتی او تمام شدم من آغاز شدم

 

   و چه سخت است تنها متولد شدن

                                      تنها زندگی کردن

                                                          و تنها مردن

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 17:0  توسط رضا   | 

عشق

در زمین عشقی نیست که زمینت نزند

           اسمان را در یاب

                                                   

+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 16:14  توسط رضا   | 

مثل دریا

همیشه مثل ساحل اروم باش

تا ادم ها واسه بدست اوردنت مثل موج دست و پا بزنن

+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 16:13  توسط رضا   | 

جایی که راه نیست خدا راه می گشاید.

تمام موفقیت های عظیم برپایه یک شکست بنا شده است.

کلام توعصای معجزه گر توست سرشاراز سحر و اقتدار.

ترس توست که شیر را درنده می کند.

ایمانی که دل و جرات نیاورد ایمان نیست.

زندگی یک آیینه است و ما در دیگران بازتاب چهره خود را می بینیم.

تنها آن چیزی را به خود جذب می کنید که بی نهایت به آن می اندیشید.

شخص عادی تقریبا همه چیز را محال می پندارد.

کاری هست که جز تو هیچ کس قادر به انجامش نیست.

انسان یک هستی معنوی است وتنش درمنتهای کمال آفریده شده.

هرگز کسی را از الهام قلبی اش منصرف نکنید.

امید با مرگ هم به گور نمیرود .

سعادتمند کسی است که به مشکلات و مصائب زندگی لبخند بزند

استعداد در فضای آرام رشد میکند و شخصیت در جریان کامل زندگی

یک زندگی بلا استفاده , یک مرگ زودرس است

به محض این که به خودت اعتماد کنی , خواهی فهمید چگونه زندگی کنی

رفتار یک انسان , آیینه است که او چهره خود را در آن نشان میدهد

رویاهای کوچک را آرزو نکن , چون قدرتی برای تکان دادن قلب انسان ها ندارند

من معماری را موسیقی یخ زده می پندارم

اگر خدا مرا جور دیگری می خواست , جور دیگری خلق می کرد

هیچ چیز با ارزش تر از امروز نیست

فکر میکنم بهتر از کسانی هستم که سعی دارند مرا اصلاح کنند

انسان تنها مخلوقی است که نمی خواهد همانی باشد که هست

مساله مهم , دست بر نداشتن از پرسش نیست

آزادی چیزی نیست جز فرصتی برای بهتر شدن

عشق ما را میکشد تا دوباره حیاتمان بخشد

لبخند حتی زمانی که بر لبان یک مرده مینشیند , باز هم زیباست

فقط به ندای کودک درون خود گوش بسپار

+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 15:51  توسط رضا   | 

حرفی ندارم

قبلا حس میکردم یه عالم حرف دارم

که میتونم واسه وبم بگم ولی

حالا هرچی فکر میکنم چیزی به خاطرم نمییاد

                                   

+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 15:51  توسط رضا   | 

 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 8:58  توسط رضا   | 

حدس

حدس می زنم شبی مرا جواب میکنی

و قصر کوچک دل مرا خراب میکنی

سر قرار عاشقی همیشه دیر کرده ای

ولی برای رفتنت عجب شتاب میکنی

من از کنار پنجره تو را نگاه میکنم

و تو به نامدیگری مرا خطاب می کنی

چه ساده در ازای یک نگاه پاک و ماندنی

هزار مرتبه مرا ز خجلت آب میکنی

به خاطر تو من همیشه با همه غریبه ام

تو کمتر از غریبه ای مرا حساب میکنی

و کاش گفته بودی از همان نگاه اولت

که بعد من دوباره دوست انتخاب می کنی

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 12:34  توسط رضا   | 

بازم عشق...!!!؟

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 20:38  توسط رضا   | 

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست

بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست

 

گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن

گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست

 

پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف

تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست

 

گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت

جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست

 

رفتی تو  خدا پشت و پناهت به سلامت

بگذار بسوزد دل من مساله ای نیست


+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 20:37  توسط رضا   | 

حافظ کنار عکس تو من باز نیت میکنم

حافظ کنار عکس تو من باز نیت میکنم

انگار حافظ با من و من با تو صحبت میکنم

 

وقت قرار ما گذشت و تو نمی دانم چرا

دارم به این بد قولیت  دیریست عادت میکنم

 

چه ارتباط ساده ای بین من و تقدیر هست

تقدیر ویران میکند من هم مرمت میکنم

 

در اشتباهی نازنین تو فکر کردی این چنین

من دارم از چشمان زیبایت شکایت میکنم

 

نه مهربان من بدان بی لطف چشم عاشقت

هر جای دنیاکه روم احساس غربت میکنم

 

برروی باغ شانه ات هروقت اندوهی نشست

درحمل بارغصه ات باشوق شرکت میکنم

 

یک شادی کوچک اگرازروی بام دل گذشت

هرچنداندک باشد آنراباتوقسمت میکنم

 

خسته شدی از شعر من زیبا اگربدشد ببخش

دلتنگ وعاشق هستم اما رفع زحمت میکنم

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 20:37  توسط رضا   | 

مثل بارون تو زمستون می ریزه اشکای خورشید واسه این دل خسته...

مهربونی میشه امید دل من خیلی کوچیکه دل تو مثل یه دریاست...

با نگاه گرم گیرات امیدم بسته به فرداست تو که ماه آسمونی...

میان شبای تارم مثل هدیه ای الهی که من زمینی دارم...

نگاهت کشتی عشق میره تا به ساحل یار کاش بمونیم تو کتابا...

مثل شیرین مثل فرهاد...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 20:35  توسط رضا   |